سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : یوسف رحیمی
نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قالب شعر : ترکیب بند

تـا آبـشـار زلـف تو را شب نـوشـته‌اند            مـا را اسـیـر خـال روی لب نوشـته‌اند

در اعـتکاف گـیسوی تو سال‌های سال            مشغول ذکر و سجده و یا رب نوشته‌اند


در مـسـجـد الــحــرام خـم ابــروان تـو            مـثـل فــرشـتـگـان مـقـرب نـوشـتـه‌انـد

در مـحـضــر نـگــاه الـهــی تــو مــرا            در خـیل نـوکـران مـهـذَب نـوشـتـه‌انـد

شب‌های جمعه که دل من مست کربلاست            از اشـتـیـاق وصـل لـبـالـب نـوشـته‌انـد

با یک نـگـاه مـادرت ایـنجـا رسیـده‌ایم            ما را دلی‌ست فـاطمه‌مذهب؛ نوشته‌اند:

«از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است»            مـا را فـدای دلـبـر زیـنـب نـوشـتـه‌انـد

من را که بی‌ قرار حرم می‌کنی بس است

اصلا مرا غبار حرم می‌کنی بس است

شرط نزول کوثر رحمت دعای توست            اصلاً تـمـام خـلـقـت عـالم برای توست

بــالاتـری ز درک تــمــام جـهــانـیــان            وقـتی که انـتهـای جهـان ابتدای توست

حتی نـداشت روح الامین اذن پَـر زدن            آنجـا کـه از ازل اثـر رد پـای تـوسـت

بی‌حـب تو کـسی به سـعـادت نمی‌رسد            رمـز نجـات اهـل زمـانـه ولای توست

آسـوده خـاطـران هـیـاهـوی محـشـریم            وقتی رضای حضرت حق در رضای توست

فردوس ماست تا به ابد روضة الحسین            تنهـا بهـشت اهل ولا، کـربـلای توست

در آسـتـانـۀ تو کـسـی نـا امـیـد نـیـست            صحن امیر علقـمه، دار الشـفای توست

از ابـتـدای صبـح ازل فـضـل می‌کـنی

مـا را گدای دست اباالـفـضـل می‌کـنی

وقـتی که هـسـت دوش نـبی آسـمان تو            یـعـنی تـو از پـیـمـبـری و او از آن تو

فرزند خویش را به فدای تو کرده است            بسته‌ست جان حضرت خاتم به جان تو

معـلـوم کـرد نـزد هـمه حـرمـت تو را            با بـوسـه‌هـای دم به دمش بر دهـان تو

فـرمود هـفـت مـرتـبه تکـبیر عـشق را            تـا بـشـنـود تـرنّـم عـشـق از زبـان تـو

آوای « من أحـب حـسینا» وزیده است            هـر روز پــنـج مـرتـبـه از آسـتـان تـو

ما از در حـسـیـنـیـه جـایـی نـمـی‌رویم            هـستـیـم تا هـمیـشه فـقـط در امــان تـو

هر شب نشسته فطرس اشکم به راه عشق            آنـجـا که صبـح مـی‌گـذرد کـاروان تـو

این اشـک‌ها برای دلـم تـوشـه می‌شود

اذن طواف مـرقـد شـش‌گـوشه می‌شود

حال و هوای قلب من امشب کبوتری‌ست            وقتی که کار صحن و سرای تو دلبری‌ست

شب‌های جمعه عکس حرم زنده می‌شود            تصویر رقص پرچم و گنبد چه محشری‌ست

ما را اسیـر عـشـق تو کرده، تـفـضلت            با این حساب کار شما ذره‌ پروری‌ست

بـا تـربـت تـو کــام دلـم را گـشـوده‌انـد            آقـا ارادتـم بـه شـمـا ارث مـادری‌سـت

در ماتم تو محفـل اشک است چـشم ما            اصلا بنای هیأت ما روضه‌محوری‌ست

ما سال‌هاست در غـم تو گـریه می‌کنیم

هـم‌نـالـه با مـحـرم تو گـریـه می‌کـنـیـم

نقد و بررسی